شمس لنگرودي
پائيز
جنون ادواری سال است
پيرهنش را ريز ريز می كند
در ملافه ای به سفيدی برف
خواب می رود
با انگشتانی
كه از لبه تخت بيرون است
جنون ادواری سال است
پيرهنش را ريز ريز می كند
در ملافه ای به سفيدی برف
خواب می رود
با انگشتانی
كه از لبه تخت بيرون است