یکی از روزهای چهل سالگی ات
در میان گیر و دار زندگی ملال آورت
لابه لای البوم عکس هایت
 
عکس دختری مو مشکی را پیدا میکنی!
 
زندگی برای چند لحظه متوقف میشود
و قبض های برق و اب برایت بی اهمیت
 
تازه میفهمی
بیست سال پیش
چه بی رحمانه
او را 
در هیاهوی زندگی جا گذاشتی...